سلام دیگه نتونستم این حرفو تو دلم نگه دارم
گفتم بهتون بگم بلکه ی زره راهنماییم کنید
من نمیتونم بگم عاشقققق نمیدونم ولی یکی از پسرای فامیلمونو دوست دارم قبلاً کسی رو که دوست داشتم حالا تعدادشونم زیاد نبود که بگی عادت کردی حالا که حساب کردم یکی دوتا بودن !
و خیلی سریع میگذشت !ولی من اینو الان حدود یکسالو نیمه هست که این حسو دارم بهش میدونم که میدونید چقدر حس مزخرفیه
دختری نبودم که دل ببندم ! بعضی موقع ها هم میبینمش بعد عصابم خورد میشه ی حالی میشم نمیدونم خیلی حس کوفتبه !!
توروخدا ی چیزی بگین که دیگه بتونم فراموشش کنم نمیدونم چرا وقتی نمیدونم در آینده سرنوشت ما آیا بهم گره خورده یا نه دارم اینجوری میکنم .