2777
2789
عنوان

درددل

81 بازدید | 4 پست

سلام بچه ها من حق دارم ناراحت بشم یانه؟من عاشق مامان خواهرانم هستم من باردارم قنددارم شوهرم جونشو واسم میده اما چیزی ک برام خوب نیست نمیخره واسم.خودمم باسه تابچه کوچیک وبارداری نمیرم توشهر.خونه مامانم ایناهمیشه هندونشون به راهه بعدازظهر هوس هندونه کردم گفتم برم قایمکی شوهرم ازمامانم بگیرم بخورم رفتم روم نشدبگم بهشون ازطرفی وقتی بابچه هام میرم چیزا رو ازم قایم میکنن البته خواهربزرگم.خواهرکوچیکم ادرسوبهم داد گفت هندونه روقایم کردن برو بردار بخور منم گفتم ممنون تاخرخره خوردم جاندارم بلندشدم اومدم خونم.ولی واقعاناراحت شدم هدف زدن حرف دلم بودکه یکم آروم بشم ممنون

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز