یه بارتوقرعه کشی یه فروشگاه یه اتو برنده شدیم ک چون خودمون داشتیم ،همسرم خاست بفروشه ب دوستش ک خداروشکر از شانس خوب ما اون آقا اتو رو برد و حالشو برد و پولش روهم نداد😐😐 وما تنها جایزه ی زندگیمونو ب باد دادیم😣باد آورده رو باد برد😆
هیچوقت ولی تو کل طایفه و خاندانمون پسر خاله بابام تو شرکتشون پرشیا برنده شد چون ماشین خودش داشت فروخت خونه خرید
کاش میشُد کوله ام را بردارم و بلیط یک طرفه برای دور ترین نقطه جهان بگیرم!بِروم تا دور دور ها و دیگر هم بازنگردم! جایی که سکوت از زمین و آسمانش ببارد! جایی که کمی بِنشینم و فکر کنم ، در تنهایی اَم غرق شوم بدون آنکه کسی من را از تنهای ام بیرون بِکشَد!جایی که دیگر کسی برای شکستنم وجود نداشته باشد، جایی که خدایم برایم صحبت کند و آرامم کند!