دیشب اونا اومدن خونمون و امروز بهم پیام داده....ماجرا اینه من از وقتی بچه دومم دنیا اومده شبا تو اتاق بچه ها میخوابم با دخترم و پسرم رو تخت ما تو اتاق خواب من با همسرم میخوابه(اختلاف سن بچه هام کمه و شبها که به نوزاد رسیدگی میکردم ده بار بیدار میشد نمیخواستم پسرم بدخواب بشه و تو این تایم پسرم هم به پدرش وابسته شد و نمیخواست جدا بشه ازش) ولی این موضوع اصلااااا هیچ مشکلی تو روابط من و همسرم ایجاد نکرده حالا امسال قصد دارم پسرمو بفرستم پیش دبستانی و دخترم که داره دو ساله میشه رو از شیر بگیرم و کم کم عادتشون بدم بدون ترس و بدون نیاز به ما تو اتاق خودشون باشن؛بعد اینم خانم که این موضوع رو دیشب فهمید بلند شده کلی برا من متن روانشناسانه جداگونه و مذهبی و شرعی جداگونه و نصیحت های خودش جداگونه فرستاده برام....خودش بارداره و تجربه من رو نداره منم تا بچه اولم رو داشتم سه تایی رو سه تخت میخوابیدیم.از حرفاش کمی دلگیر شدم گفت به آرامش روحی برادرم اهمیت نمیدی
پسرم۴ سال و۸ ماهشه و من تا۵ سالگی گذاشتم آزاد باشه پیش پدرش باشه بعد حریم خصوصی رو بش توضیح میدم و جداش میکنم؛بعضیا میگفتن خب همه یه جا بخوابین ولی شرایطش نیست
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.