هم زن عموم هم عموم خیلییی کوتاه بودن
دختر عموم تازه علائمش داشت شروع میشد
ک ما یهو دیدیم دیگ تغییری نکرد(زن عموم با مامانم میونش جور نیس برا همینم مام اولا دلیلش نفهمیدیم)
ی روز دخترش اومد گف مامانم گفته ب کسی نگم ولی ب تو میگم😂من امپول میزنم ک قد بکشم
تا مدت زیادیم زیر نظر دکتر بود خودش هی میومد بهم میگفت ولی خب منم بچه بودم از جزئیاتش سر در نمیاوردم(من فقط ی سال ازش بزرگ ترم)
در کل تغییر چندانی نکرد کمتر از پنج سانت از زن عموم بلند تر شد (من شنیدم باید قبل اینکه نشون بدن برن زیر نظر دکتر نمیدونم تا چ حد درسته)
در نتیجه زن عموم دختر کوچیکش رو از پنج شیش سالگی برد زیر نظر دکتر کوچیکه الان کلاس چهارمه ولی قدش هم از خواهرش هم از مامانش بلند تره
(نمیدونم مربوطه یا نه ولی هیچ کدومشون سینه ندارن این دخترا صاف صافن اخه تو خانواده پدریمون همه دارن🤣مادریشم همه دارن برام عجیبه اینا ندارن)