چند روز پیشش بودم خیلی خوب بود چند روزه اومدم شهر خودمون خیلی رفتاراش سرده منم هی تند تند زنگش میزنم که امشب هیچی بهش نگفتم سرم داد زد گریه م در اومد مامانم میگه تحویلش نگیر تا بفهمه اشتباه کرده منم یبار زنگ زد خونمون بهش گفتم تا وقتی ارزشی بهم ندی و اینجوری باهام باشی منم ارزش برات نمیذارم یبار دیگه م زنگ زد تا بردارم قطع شد گوشیمو خاموش کردم دیگه زنگ نزد یازده و نیم خوابید 🥲اینک بگم امروز دو شیفت سر کار بود ینی همیشه هست بجز جمعه ها. خیلی پرخاشگر و سرد شده تصمیم دارم باهاش صحبت نکنم چند روز
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خیلی بهت دادم این چند روز هی زنگ میزدم فک کرد چخبره این آدم با بی اعتنایی جذب میشه نمیخام محلش بدم من کار بدی نکردم اونجوری کرد باهام جایی نمیرم ک ارزش بهم نده
مامانت رو درجریان نذار این مشکلات شخصیه نه خانوادگی
وای نامزدم از همون اول باهام اتمام حجت کرد مسائل شخصی و دعواهامون از خونه رفتن بیرون برا همیشه قید این زندگی و من رو میزنی. نه خانواده من نه خانواده تو نباید جیزی بفهمن
نیمه پر لیوان نگاه کن اون با تو نیومده شهرتون ک کار کنه بتونه پولی برات بفرسته ک بهت خوشبگذره الانم ...
پولی برام نمیفرسته که هرچی درمیاره برای ذخیره میذاره خیلی به من نامیده بعدشم تازه دو شیفت کار میکنه قبلا صبح بود فقط . بعدشم ذهنش درگیر و دلتنگ من بود اینجوری بهم نمی پرید من هیچی بهش نگفتم انقد اون پشت داد زد همه تو خونمون فهمیدن از پشت گوشی فک کن😔نمیدونی چقدر دلم شکست امیدوارم خدا سزاشو بده