۹ماه باهم زندگی کردیم بعد طلاهاموبا کتک و دعوا گرفت منو گذاشت خونه بابام رفتالان ۱۵ماهه که از هم جداییم
حالا موندم چجوری جلوه سازی کنم و وانمود ک که حتی فکرش هم از ذهنم خطور نمیکنه امشب هم شب سالگرد عروسی مون هست
میخوام یه استوری بزارم حرصش بگیره که فکر کنه انقد هوامو دارن و حالم خوبه که اصلا شخصی به اسم محمد یعنی شوهرم یادم نمیاد یا یه چیزی که تا اونجاش بسوزه
یه ایدهایی بدید یا یه متنی بگید استوری کنم
یا اصلا استوری نزارم بهتره بنظرتون شاید اینجوری فکر کنه یادم نیس شب سالگرد عروسیمون هس