منم چون باشوهرم اختلاف دارم و سردم ازش پریروز اومدم خونشون،تو این سه روز مدام با پدرم دعوا داشتن سرپول،تاحدودی حق داره،پدرم بیفکر و بیخیاله،مثلا اگ دوملیون توکارتش باشه دیگه سرکار نمیره تا تموم بشه پولش بعد میگرده دنبال کار،هیچ پیشرفتی نکردن تاالان،وسایل خونشون همه خراب و داغون،من بچه بودم نه طلا داشتم،نه لباس نو،یادمه همیشه هشتمون گرو نه بود و هرچی میخاستیم میگفتن بعدا بعدا و هیچوقت نگرفتن،بعد مادرم عید خونه تکونی کرده حالا میگه میخام خونمو بشورم و فلان،گفتم مامان حالا بچه ها منم میان تو دست وپات مریض میشن،هروز میگه بیاید بعد خونه رو میکنن جهنم!وقتی هم میخام برم خونم نمیزاره هی میگه بمون،بخام برم خونه خودمم شوهرم باهام اونجوره،دیگه نمیدونم چکارکنم😔شوهرم عین دیواره شام میخوره میخوابه صبح میره بیرون نمیادتاشب و هروز این روزمرگی ماست،بهش اعتراض میکنم دوتافحش میده و میره خونه پدرش،هیچ حرفی نمیزنه بامن ولی تمام کارا منو میره به مادرش میگه علنا بهم نمیگه دوستت ندارم ولی کاملا مشخصه منو نمیخواد،نمیدونم خدا چرا منو آفریدوقتی هیچ شانسی ندارم
لطفا برای رسیدن ب حاجتم دعام کنید انشالا حاجت روا بشید
چکارمیکنی با تنهایی و بی کسی؟؟من متاهلم ولی خیلی تنهام،شوهر عوضیم اومد بامن عروسی کرد ازهمه دوستام بریدم،خودشم دوستم نشد و چه بسا عین دشمن بام رفتارمیکنه
لطفا برای رسیدن ب حاجتم دعام کنید انشالا حاجت روا بشید