ی جاهایی ناامید میشم حتی چله حق شناسم برداشتم حتی دوستم رفت کربلا نامه نوشتم حتی خواب امام حسینم دیدم هی طلب میکردم که حاجت دارم همه بهم گفتن انقد به مشکلت فک کردی این خوابو دیدی
انقد حس میکنم از هر گناهی دور شدم نمیدونم اگه امتحان بود موفق شدم گناهای کوچیکونکنم مث غیبت خیلی کم دروغ.... اما دیگه کافیه تحمل اینو ندارم دیگه اخه حاجت غیر شرعیم نیست اون شوهرمه ازش خواستم برگرده نمیدونم چی مانع شده