میریم پیک نیک کباب بخوریم انقدر این گربه ها دورمون جمع میشن غذا کوفتم میشه لب بهش نمیزنه فقط جیغ میزنم وسط مردم میزنم زیر گریه
وقتی تب میکنم کابوس مسیسنم تمام کابوسام گربه اس
شبیه مه شده بودی،نه میشد در آغوشت گرفت و نه آنسوی تورا دید،تنها میشد در تو گم شد که شدم...لطیف و دور گریزی ،مگر خیال منی مربای توتفرنگی من؛ شیرینترین اشتباه زندگیم بودی.مربای توتفرنگی من؛ کاش هیچوقت تموم نمیشدی...