2777
2789
عنوان

چقدر نامادریم زبونش زهر داره😕

474 بازدید | 34 پست

اومدم اینجا صرفا حرفای نزده رو بگم 

نامادریم هیچ وقت محبت آمیز باهام صحبت نمیکنه همیشه دعوا داره 

مثلا بخوایم یه جایی بریم شروع میکنه به دعوا و حس بد دادن 

تقریبا میشه گفت تا حالا همدلی نکرده باهام. همیشه سلیقه منو مسخره میکنه خرید های منو مسخره میکنه 

من بخوام برم تو آشپزخونه داد و هوار راه میندازه که وای زعفرونو تموم کردی وای روغن زیاد ریختی تو غذا وای نمک غذا زیاد شد یه کار میکنه که پام به آشپزخونه باز نشه. کلا پای منو از خونه هم قطع کرده. 

من اکثر وعده های غذایی رو تو محل کارم میخورم هیچ خونه نمیام شاید هفته ای دو روز دست پخت اونو بخورم. 

سه روز دیگه مهمونی داره من میگم که تو اینستا یه پیج خوب دارم غذاهای مجلسی یاد میده اجازه بده از روی اون یکم درست کنم اگه خوب بود برای مهمونی هم اون غذا رو درست میکنیم. 

برگشته بهم میگه این غذاهای مجلسی رو بیا تو خونه درست کن هم ما بخوریم هم برا مهمونی یه چیزی بلد باشی. در حالی که من برم تو آشپزخونه یه دعوای بزرگ راه میندازه. 

بهم میگه تو تنبلی هیچ کار نمیکنی در حالی که من فقط برا خواب میرم خونه همیشه سرکارم.😕💔 

همین که سرکار میری یه امتیاز بزرگه از دست نده موقعیتتو

کاربران قلعه، elinalooove ، مارال _   و بقیه اونایی که قبلا توهین کردن و الان با کاربریای جدید هستن به هیچ عنوان با من مخاطب نشن⛔️

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

والا مال من مادر شوهرم و خواهر شوهرم نمیزارن برم آشپزخونه وگرنه دستپخت و سلیقه م خیلی خوبه و همه ازش تعریف میکنن

نذاشتن پام به آشپزخونه واشه بعدش منم به خودشون واگذار کردم اوایل ناراحت بودم بعدش با خودم گفتم وقتی دوست دارن خدمتکاری کنن بزار 

من بچه درسخونی بودم اگه اینا نبودن و صرفا بدون خانواده به دنیا میومدم الان شاید یه آدم خیلی موفق تری ...

بابا خوش به حالت کار داری در آمد داری غذاتم که بیرون میخوری اصلا برات مهم نباشه پولاتو جمع کن اصلا بهش فکر نکن 

مامانت کجاس  بعدشم خودت داری میگی زن بابا یعنی همه چی ازبعیدنیست

من مادرمو ندیدم تا حالا 

فوت کرده بعد زایمان فوری هم این زنیکه رو چسبوندن به بابام 

از بچگی یه خاطره خوب هم ندارم 

والا مال من مادر شوهرم و خواهر شوهرم نمیزارن برم آشپزخونه وگرنه دستپخت و سلیقه م خیلی خوبه و همه ازش ...

اونا رو سالی یه بار میبینی این زنیکه هر روز جلو چشم منه 

آخه اگه کاری نداشته باشه اوکیه. به من میگه تو تنبلی در حالی که خودش پای منو از آشپزخونه و اون خونه قطع کرده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز