اومدم اینجا صرفا حرفای نزده رو بگم
نامادریم هیچ وقت محبت آمیز باهام صحبت نمیکنه همیشه دعوا داره
مثلا بخوایم یه جایی بریم شروع میکنه به دعوا و حس بد دادن
تقریبا میشه گفت تا حالا همدلی نکرده باهام. همیشه سلیقه منو مسخره میکنه خرید های منو مسخره میکنه
من بخوام برم تو آشپزخونه داد و هوار راه میندازه که وای زعفرونو تموم کردی وای روغن زیاد ریختی تو غذا وای نمک غذا زیاد شد یه کار میکنه که پام به آشپزخونه باز نشه. کلا پای منو از خونه هم قطع کرده.
من اکثر وعده های غذایی رو تو محل کارم میخورم هیچ خونه نمیام شاید هفته ای دو روز دست پخت اونو بخورم.
سه روز دیگه مهمونی داره من میگم که تو اینستا یه پیج خوب دارم غذاهای مجلسی یاد میده اجازه بده از روی اون یکم درست کنم اگه خوب بود برای مهمونی هم اون غذا رو درست میکنیم.
برگشته بهم میگه این غذاهای مجلسی رو بیا تو خونه درست کن هم ما بخوریم هم برا مهمونی یه چیزی بلد باشی. در حالی که من برم تو آشپزخونه یه دعوای بزرگ راه میندازه.
بهم میگه تو تنبلی هیچ کار نمیکنی در حالی که من فقط برا خواب میرم خونه همیشه سرکارم.😕💔