اینو قبلا هم گفتم من پدرمادرم جدا شدن و یه داداش عذر میخام احمق دارم که فقط مایه رنج روانمه! دل خوشی ندارم ازش
پسر خالم پسر خوبیه
خیلییی آقاس
چن باری زحمت رسوندمو کشیده ، تو طول مسیر از خاطره هاش میگفت ، میدونم و مطمعنم حرفا و لطفایی که بهم میکنه بی منظوره و حسی بهم نداره
میترسم بهش علاقمند بشم و اینو نمیخام واقعا
من خودم کم درد و دغدغه ندارم ، حالا بخوام درد عشقم بهشون اضافه کنم
الان پیام داده فلان روز من اون مسیرو میرم و میتونم برسونمت
بنظرتون چی جوابشو بدم
گفتم زحمت میشه خودم میرم گفت نه مسیرمه میرسونمت
چی بگم؟؟