2777
2789
عنوان

عشق اول

| مشاهده متن کامل بحث + 6732 بازدید | 141 پست
نوشت: چه عجیب! و دیگه هیچی نگفت.شب هم که اومد خونه، هیچی نگفت. اصلا چیزی نپرسید.آخر شب که دخترم خواب ...

نباید چیزی از این خوابا به همسرت میگفتی به هر حال مرد و غیرتش،و فکر میکنه نکنه ذهن همسرم هنوزم پیش اون باشه و هزارتا فکر متفاوت ک فقد انرژی منفیش رو زیادتر مبکنن 

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

عکس العمل همسرتون چی بود؟

بغلم کرد. چند دقیقه هیچی نگفت. بعد خودم گفتم: علی، من نمیدونم چرا دارم گریه میکنم. گفت هیچ اشکالی نداره. گفتم: حس میکنم حالش بده و نگران منه شاید، نمیدونم، حس میکنم واقعا فقط خواسته حال منو بپرسه و بدنه خوبم یا نه.

گفت: اگه دوست داشتی میتونی جوابشو بدی. فقط برای خودت بزرگش نکن. مال گذشته‌س و فقط الان خواسته خبری بگیره شاید. من نمیشناسمش ولی...

گفتم من میدونم متأهله، آدم خوبی بود، خیلی دلم سوخت که خیانت کرد. گفت حالا شایدم نشه اسمشو خیانت گذاشت. فقط چیزی پرسیده.



من فداییییی همسرم. واقعا قربون درک، شعور و اعتمادش بشم. 

گل بهاری، بت تتاری، نبیذ داری، چرا نیاری؟

بچه‌ها اینو هم بهتون بگم که اگه این اتفاق مثلا سال سوم یا دوم زندگی مشترکمون می‌تفتاد، شاید حساسیت همسرم بیشتر بود.

آدما بعد از ده دوازده سال به هم شناخت بیشتری پیدا میکنن، تب و تابها کم میشه، معقول‌تر میشن زن و شوهر.

اینو هم بگم که من هم نسبت به همسرم همین بودم.

پارسال همسرم اومد خونه و گفت توی دانشگاه فلانیو دیدم (سالها پیش، قبل از من ماجرایی بینشون بوده). گفتم عه خوب بود؟ گفت اومد جلو و سلام و علیک کرد. حال تو و ... (دخترمون) رو پرسید. گفت خودش جدا شده و همسرش ال بوده و بل بوده و... 

من اون روز خیلی خوشحال شدم که همه‌شو اومد برام تعریف کرد.

گل بهاری، بت تتاری، نبیذ داری، چرا نیاری؟
بغلم کرد. چند دقیقه هیچی نگفت. بعد خودم گفتم: علی، من نمیدونم چرا دارم گریه میکنم. گفت هیچ اشکالی ند ...

چ همسر خوبی دارین بمونید برای هم.بقیع تاپیکاتونو ی سرزدم شماخودتونم خیلی خوبین از تاپیکاتون ارامش گرفتم 

ولی چرا خودتونو عذاب میدین چندسالتونه استاد

نباید چیزی از این خوابا به همسرت میگفتی به هر حال مرد و غیرتش،و فکر میکنه نکنه ذهن همسرم هنوزم پیش ا ...

شاید عزیزم شما درست میگی. نمیدونم چرا هیچی رو نمیتونم ازش پنهون کنم.

گل بهاری، بت تتاری، نبیذ داری، چرا نیاری؟
چ همسر خوبی دارین بمونید برای هم.بقیع تاپیکاتونو ی سرزدم شماخودتونم خیلی خوبین از تاپیکاتون ارامش گر ...

۳۸ سالمه عزیزم.

قربون شما. لطف دارید.

گل بهاری، بت تتاری، نبیذ داری، چرا نیاری؟
نگفتید چی نوشته بود؟

فقط حالمو پرسیده بود.

چند روز بعد خیلی رسمی همونجور که خودش رسمی حرف زده بود، جواب دادم و نوشتم خوبم. و گفتم امیدوارم شما هم در کنار خانواده‌تون خوب و خوش باشید.

گل بهاری، بت تتاری، نبیذ داری، چرا نیاری؟
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز