شوهرم از عید ک شد بام دعوا کرد چرا ظرفاتو نشستی و منو زد.و دوهفته منو فرستاد خونه بابام.از وقتی هم خونه اومدم بام حرف نمیزنه.تازه فهمیدم مواد هم میکشه.یکسره هم بیرونه.بچه هم دارم و حامله ام.جدیدا میگ این خونه ک میشینیم میفروشم.میرینم ب زندگیت.برا خونه هم چیزی نمیخره میگ پول ندارم.بابام بش گف یخچالتون خالیه این چه وضعیه گف من نمیتونم با دخترت زندگی کنم.نمیدونم چیکار کنم.
من شادم،حتی با یک فنجان قهوه و یک برش از کیک شکلاتی من شادم حتی با فنجانهای رنگارنگ آشپزخانه ام من شادم با درست کردن غذای مورد علاقه ام و کیک خانگی که بوی آن کل خانه ام را میگیرد........ شاد بودن دلیل نمیخواهد و زن یعنی شادی،عشق و یک دنیا احساس خوب❤️❤️❤️
برو سریع اموالشو به دادگاه معذفی کن مهریه اتو بذار اجرا خونه رو ازش بگیر برای پول موادش تو و بچه هاتو آواره نکنه ، عقل داشته باش خودتو بچه هاتو نجات بده نشین به امید درست شدنش دست دست هم نکن یوقت خونه رو بفروشه دستت میمونه تو پوست گردو