من سی سالمه و بیشتر از ده ساله عروسی کردم بچه نه ساله دارم خدا رو شکر وضع ما خوبه بد نیست خونه داریم ماشین ۲۰۷ داریم شوهرم دو دنگ مغازه داره درآمدش هم بد نیست ٫ مشکل اینجاست برادرم شش سال ازم کوچکتره عاشق دختری شده و میخواد باهاش ازدواج کنه نصف هفته درس میخونه نصف هفته میره کارخانه سرکار ٫ مادر و پدرم قصد دارن براش ماشین ۲۰۷ بخرن و یک عروسی جمع و جور بگیرن ٫ دو تا خونه دارن یکی اش تهران نود متری یکی اش خودشون هستن شهرستان ۱۳۰ متر میخوان هر دو رو بفروشن خونه خودشون بزرگ کنن یکی هم معمولی برای برادرم به اسم خودشون بگیرن ٫ حالا شوهر من افتاده به جون من که حق منم هست چرا براش میخرن چرا پراید نمیخرن ! میگه تو بگذری من نمیگذرم حق من و بچمم هست !!! دارم دیوونه میشم غیر از همه اذیت هایی که این همه سال داشته الان افتاده به حسودی به برادر من ! به خدا که به منم جهاز خیلی خوب دادن سیسمونی دادن هر وقت بگم مادرم بهم پول میده کادو تولد چه به من چه دخترم هر بار حداقل دو سه تومن میده ! من واقعا دارم خفه میشم با همچین آدمی چیکار کنم؟ اصلا موندم چی جواب بدم ٫ نشسته حساب کتاب کرده که اگر پدر و مادرت اینکار ها رو کنن یعنی انقدر براش خرج کردن٫
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
بگو پسرشونه داداشمه دوست دارن میدن بتوچه من هر موقع خواستن بهم میدن بگو اصلا بهت مربوط نیست تو مسائل ارثیه منو داداشم دخالت کنی بگیرمم اگه ارثمو وقف مسجد میکنم (بگو تا بفهمه نباید دخالت کنه)
به نظرم هی شوهرت و ببر بالا بگو من به تو افتخار میکنم که متکی به خودت هستی اینقدر زحمت میکشی به کسی متکی نبودی و...واین کو خلاصه هی عزت بزار بهش وبگو من چقدر بد میاد اگر اینجوری نبودی و خلاصه با حرف سرشو شیره بمال که تو بهترینی