بچه ها من یکی رو دوسدارم
که این نشون داده منو دوسداره
زبانی هم گفته.اما جلو نیومده. هم خودش هم خانواده اش گفتن...
یسری اتفاقات افتاد و باعث شد دور شیم ازهم و نبینیم همدیگه رو .الان ۵ ماهه از هم خبر نداریم
و من تو بلاتکلیف ترین حالتم نمیدونم میخواد منو یا نمیخواد...از طرفی هم خواستگار خوب دارم
نمیدونم چیکار کنم
به این فکر کنم یا به اون یکی... از طرفی میترسم ازدواج کنم و حق اون یکی بمونه به گردنم .. چون علاقه ای بهم داشته .. از طرفی ام میترسم ازدواج نکنم و بمونم به پای اون و اونم نیاد و همه مورد ها از دست برن.
یه تصمیمی گرفتم . میخوام مامانم رو بگم بهش زنگ بزنه و بهش بگه که من خواستگار دارم و اگر قصد جدی داره بگه که من بمونم اگر نه که من موردهامو از دست ندم...