یه دوست داشتم که متاهل بود شوهرش بقدری ازش سرتر بود پول ماشین خونه آدم بود این دختره نه قیافه داشت نه خانواده درست حسابی خونشون کلنگی مستاجر خودش دماغش بزرگ بعد از ازدواج عمل کرد با این هروقت میرفتم بیرون اینو اون نشون میداد میگفت مزاحم منه آخر با یه پسر تو دانشگاه ریخت روهم یک ماه باهاش حرف زد خیلی بی حیا بود میومد عکسای لخت پسره ک تو واتساپ باهم حرف میزدن بهم نشون میداد😳😳😳هرمرد پولداری رو میدید بیرون میگفت مزاحم منه
من خیلی ساکت کم حرف بودم دوران دانشگاه یکی از همکلاسی های قدیمم ازش پرسید م.. هنوزم ساکته یا الان احتماعی شده بهش جلوی من چشمک زد بقدری ازش متنفر شدم فهمیدم لاشی خراب بودن شاخ دم نداره خراب به تمام معنا بود الان بچه دار شده و کلا باهاش بهم زدم و شمارشو پاک کردم بدبخت شوهرش واقعا یکبار هم نیومد ازش تعریف کنه