2777
2789
عنوان

دلتنگی و نفرت

66 بازدید | 9 پست

سلام واقعا مردا چرا اینطورین می‌خوام یکم باهم حرف بزنیم ببینم میشه حالم خوب شه ببین حدود  سه سال پیش ۱۴۰۰ من ۱۸ سالم بود یه پسره که مامانش دختر خاله بابام بود میگف من موقع عروسی تورو دیدم اون موقع ۱۳ سالم بود گف از اون موقع عاشق تو شدم خلاصه تو ۱۸ سالگی بهم گفت خداشاهده قبل اینکه بیاد زندگیم نه وسواس فکری داشتم حالم خوب خوب شاد بودم با دوستام بیرون میرفتم یه ثانیه هم فکر نداشتم خلاصه هی میگف عاشقتم دوست دارم چی من تا چند ماه هی سرد بودم میگفتم شاید دروغ بگه گذرا باشه از رو هوس باشه دیگه خلاصه منم عاشقش شدم کم کم گذشت دیگ اینقدر باهم حرف زدیم دو سال دوست شدیم اون می‌گفت من از اول قصدم ازدواج بوده بخدا تو دو سال اینقدر باش راحت بودم تموم حرفا آب هم می‌خوردم بهش میگفتم حساب کن بعد میگف اگه بابات راضی نشه من میرم خلاصه من اینقدر گریه میکردم التماس میکردم پیش بابام یا حتی جلو فامیل وایمیستادم ازش دفاع میکردم ولی موقع دوستی خداشاهده اینقدر بحث و دعوا بود زده شده بودم ازش دختر عموم میگف مجبوری باشی آرامش مهم تره بخدا اینقدر دوسش داشتم وابستش شده بودم چون اولین نفری بود اومد تو زندگیم برام خیلی سخته ینی بحث و دعوا میکردیم تو بگو منم مقصر بودم باید همیشه خودم میرفتم اون براش مهم نبود یه هفته هم بگذره بلاک میکرد هرچی زنگ میزدم به خودش مامانش التماس میکردم گریه جیغ داد ینی آرامش روانمو بهم ریخته بود تیرویید گرفتم بعد نامزدی کردیم ۹ ماه نامزد بودیم دوباره بحث و دعوا میشد کوتاه نمیومد باز من میرفتم فوش میداد بلاک میکرد سر مامانش حساس بود خیلی میگف دعوتش کن چیکار کن خلاصه یبار بحثمون شد حضوری ماشین رو گاز میداد من اینقدر گریه میکردم التماس میگفتم تروخدا ببخشید به کسی نگو میرف میگف خالش میاواردتش میگف اخلاقش این باشه نمیخوام خلاصه گذشت گذشت دیدم باز بحث و دعوا هست دیگ خسته شدم چقدر بحث و دعوا آدمی که اخلاقش همون باشه هی تا آخر همونه اینقدر پرو بود میگف بابات کل جهیزیه بخره میگف با پول وام ازدواج بدم خونه و کار بعد اینقدر پرو بود دیگه نمیگف با وام ازدواج خودت جهیزیه بخر روستایی بودن تفاهم فرهنگ هم داشتیم خانوادش هم نگم برات حال نمی‌کردم باشون رو مخ و بی کلاس بودن از اونایی هستن میان یه ماه میمونن دیگه نوبت دکتر داشته باشن میان خلاصه پسره اسنپ کار میکرد کار دیگه نمی‌کرد روز آخر که تموم کردم خودم خیلی گریه میکرد میگف تروخدا تموم نکن چاقو میخواست تو شکمش کنه میگف بزار یه ماه از جلو چشات برم قبول نکردم خانوادش هم اینقدر گدا گشنه بودن هرچی لباس و طلا ازم گرفتن دیگ نگفتن آشتی بدیم خلاصه پسره یه ماه دیگ هم همین بود باز هرکس اخلاقی داشته باشه تا آخرش همونه من الان ۴ ماه گذشته از جداییمون هنوز که هنوزه دلم براش تنگ میشه چند کیلو وزن کم کردم شب میخوابم صبح ۵ بیدار میشم بعد تازه فهمیدم این آدم میگف بدون تو میمیرم بعد سه ماه به این سرعت رفت نامزدی کرد هه آدم عاشق باشه تروخدا بعد عشقش می‌ره زن میگیره؟ اصلا دیگه زده میشه از دختر چطور واقعا دستش میگیره چطور واقعا می‌تونه بخدا هیچ وقت نمیبخشمش سر اینکه اعصاب روان منو بهم ریخت جوری بهم اومده انگار دارم دیونه میشم چوب خدا صدا نداره اگه واقعا خدایی وجود داره تو زندگیش میبینم چطور داغون شه با دختره کار ندارم ولی خودش یه جوری بهش بیاد دختره ولش کنه بره خواستم بگم من بعضی وقتا پشیمون میشم میگم واقعا کاش بود بعضی وقتا میگم نه میدونی آدم بعد از جدایی متاسفانه چیزای خوب رو تو مغز میاره نه چیزای بدش رو بخاطر همین دیر فراموش میشه/: الان که میبینم میگم من شاید ۲۰ سال دیگه خودمو ببینم میگم این آدم واقعا به درد من نمیخورد چون من برم دانشگاه رشته ای قبول شم بلاخره من از اون بالاتر میشم سطح توقع بالا می‌ره خانوادش هم بدتر میشن هی میان الان فعلا تو سوگ جدایی هستم آدم واقعا تنها باشه بعد سرش همش تو گوشی باشه خودمو میگم واقعا هی حالش بد میشه فکر میاد ولی خودشو مشغول کنه نمیدونه هی کی تو زندگیش بوده اون آدم اینقدر سو استفاده از من کرد خدا شاهده بوده حوصله نداشتم جلو چشم مامانش و فامیلاش خواب بودن بفکر س: س بود🙃 کل فامیل میگفتن دردت نمیخوره الان که تموم شد رف زن گرف عمم میگه حتما تو مقصر بودی توم رو مخی چی اگه ندیدی این دختره باش خوب بود ۱۶ سالشه بمنچه خوب باشه یان به درد من نمیخورد شاید بدرد این بخوره همه مثل هم نیستن اتفاقا لیاقتش هی همین دختره خیلی بهم میان خونه تو روستا داره خدا کنه هی تو روستا زندگی کنه پا نشه بیاد تهران از لج من برام مهم نی اگه من برم دانشگاه چرا این چیزا مهم باشه بخدا فامیل ها هم دهنشون بسته میشه

واسه بهتر شدن حالت و بهتر شدن وضعیت زندگیت ازش جدا شدی. روحتم ازش جدا کن. گور باباش. اون تموم شد زند ...

بخدا هی به خودم میگم باز صبح یه چیز دیگه میشم نمی‌دونم چرا بنظرت تا کی اینجوریم ۴ ماه گذشته حالم خوب نی به خصوص وقتی فهمیدم نامزدی کرد به سرعت عشقش فیک بود حالم بد شد این همه خاطرات چطور به اون میگه عشقم چطور دستشو میگیره واقعا چطور باهم ساعت ها حرف میزنن بعد تهش بیاد بگه یه ماه اومده زندگیم انگار یه سال باهامه ۱۶ سالشه میگه عقل و ذاتش خوبه تو چادر هم بام زندگی می‌کنه این اولشه چقدر ساده واقعا بزار مدتی بگذره هه خو معلومه چیزایی که من گفتم رو بهش گفته مثلا گفته پول و طلا دختره هم اینارو فهمیده گفته نمیخوام بزار ازدواج کنه مثل سگ پشیمون میشه خدا شاهده پول پرست نبودم زورم از این داره به همه گفته پول پرست تروخدا آدمی که بفکر آینده نیست پس انداز نمیکنه به چه دردم میخوره من این همه تلاش کردم براش التماس میکردم جلو بابام تورو فامیل ازش دفاع میکردم بعد اون چی تهش اومد اسنپ کار کرد 

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

بخدا هی به خودم میگم باز صبح یه چیز دیگه میشم نمی‌دونم چرا بنظرت تا کی اینجوریم ۴ ماه گذشته حالم خوب ...

بخدا اون به دردت نمیخورد. حالا هرچی بینتون بوده!

کلا مردا اینجوری ان انگار عشقشون رو سطح پوستشونه با یه تب میریزه. اصلا معنی جرفایی که میزننو نمیفهمن.

مث ما نیستن که وقتی عاشق میشیم عشق تا ته قلب و جونمون نفوذ میکنه


گور باباش

خودتو نپوسون

کاربری دست یه نفره. من مسئول تمام حرفایی که میزنم هستم✋
من این همه باش خوب بودم دوسش داشتم اینارو در نظر نمیگیره ینی ایشالا تو زندگیش خیر نبینه اینقدر اشکش ...

از من میشنوی حتی نفرینشم نکن. حتی یه اپسیلون از انرژیتو صرفش نکن. اون مدت از زندگیتو به خاطر اون باخت دادی. بقیه زندگیتو دریاب

کاربری دست یه نفره. من مسئول تمام حرفایی که میزنم هستم✋
بخدا اون به دردت نمیخورد. حالا هرچی بینتون بوده! کلا مردا اینجوری ان انگار عشقشون رو سطح پوستشونه ب ...

مرسی عشقم بابت دلداریت ایشالا که بتونم زندگیمو تعقییر بدم هم دلتنگش میشم هم تنفر آخه قرار نیست هی این شرایطم باشه حالم داره بد میشه نمیخوابم صبح ۵ پامیشم بی دلیل همش فکر فکر گیج و منگ شدم غذا خوب نمیخورم به هیچی نمی‌رسم/: بخاطر چه حرومزاده ای

مرسی عشقم بابت دلداریت ایشالا که بتونم زندگیمو تعقییر بدم هم دلتنگش میشم هم تنفر آخه قرار نیست هی ای ...

بخدا اولین نفر نیستی آخریشم نخواهی بود.

یه مدت که به این سایت سر بزنی گ چه شکست عشقیایی میبینی که دختر بیگناه چقدر توش تخریب شده.


همه دخترا هم مدتها بخاطرش زجر میکشنا!

خیلی وحشتناک!

هرکی با یه داستان متفاوتی که تهش میبینی همه از بی درکی و سبک سری و نامردی آقایونه.


انتخاب با خودته که قوی باشی و از جات بلند شی یا افسوس سایه ی یه عشق تموم شده رو بخوری


قوی شو دختر!

کاربری دست یه نفره. من مسئول تمام حرفایی که میزنم هستم✋
بخدا اولین نفر نیستی آخریشم نخواهی بود. یه مدت که به این سایت سر بزنی گ چه شکست عشقیایی میبینی که د ...

من الان یه ماهه با یکی حرف میزنم هیچ حسی فعلا بهش ندارم نه دوست داشتن نه وابستگی میگم نکنه دیگه کسیو اندازه اون دوست نداشته باشم

2827
2791
2779
2792