2777
2789
عنوان

چه بی ادب

| مشاهده متن کامل بحث + 341 بازدید | 34 پست

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

برای منم اتفاق افتاده مهمونمون یه بچه فضول داشت همش دوست داشت اتاق و ببینه بردمش اتاق چنان بیشگونی گرفتم ازش تازه بهش گفتم صدات دربیاد خودت میدونی رفت بیرون آروم یه گوشه نشست ترسیده بود😂😂😂

باید بهش نشون میدادی که زور عدس بالاتره یا باقلا جوری میزدی پس کلش که برق سه فاز از سرش بپره

خیلی دلم میخواست بزنم بکشمش 

ولی مامانش از این ادم های بیخوده که بچش بزنه خونه و زندگی ملت رو هم نابود کنه میگه قربونش بشم بچم چقدر فعاله

دیدم که میگم 

من به مامانم گفتم چه تو و چه مامان بزرگ یکبار دیگه اینا دعوت کنین جایی من میدونم و شما ها  کلا ...

من بودم یه سیلی محکم بهش میزدم....همچین بچه هم نبوده 

اگه خانوادشم چیزی میگفتن میگفتم اگه بچتون رو تربیت نکنید مردم ب روش خودشون تنبیهش میکنن!.

منظورش از عدس مقیاس لابیا بود آیا؟؟ من بودم مستقیم جلو جمع رو ب مامانش میگفتم ظاهرا بچتون عدس پسند ن ...

وای 

کاش همینو جلو جمع به مامانش میگفتم 

خیلی خوب میشد😍

من بودم یه سیلی محکم بهش میزدم....همچین بچه هم نبوده  اگه خانوادشم چیزی میگفتن میگفتم اگه بچتو ...

مامانش هم از من بدش میاد 

نمیدونم چرا پاشده اومده باز خونمون 

چندین سال پیش بچش تو اتاق مامان بزرگم بود منم اونجا بودم بعد من پای گوشیم بودم و اونم داشت برا خودش میچرخید و یهو سرش خورد به بخاری و سرش شکست بعد مامانش اومده بود رو سر من که چرا حواست به بچم نبوده و حالا باید خسارتش بدی😐

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

کنکور

qprwr | 1 دقیقه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز