تو یه ساختمونیم همش میخاد سر از کارم دراره یروز میرم خونه مامانم فوری میبینه نیستم زنگ میزنه هروز زنگ میزنه هی دو ساعت حرف میزنه و غیبت کنه و اینکه همش یه خاسته ای داره همش یجا که میخاد بره میگه موهامو درست کن برام چون من مدرک ارایشگری دارم همش میگه موهامو ابروهامو درست کن یا لباس و لاک و وسایلمو میخاد بنظرتون چجوری بپیچونمش من راستش یکی لباسمو بپوشه دیگه نمیپوشمش یا کسی بخاد ازم سو استفاده کنه وقتی ذاتشو میشناسم که پشت سر چیا پشتم میگه و ب خونم تشنس و دشمنی در پوسته دوسته اصن دلم نمیخاد باهاش قاطی شم همش میگم اگه ب غقب بر میگشتم اصن بهش رو نمیدادم یه موقعی بود اولای ازدواجم درو باز میکرد میومد تو از سرش انداختم .بنظرتون چجوری بپیچونمش ؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.