پسرم تو ماه رمضان به دنیا اومد. مامانم کلی که دعوا کرد که من نمیتونم پیشت بمونم و بچه هام رو هوان ونمیان اینجا برای افطار و... . منم بعد دو سه روز گفتم شما برو برا افطارا خونه بعد افطار بیا. خونواده شوهرم افطار میان اینجا بعد خواهرشوهرم برا مامانش کادو و کیک گرفته بود تولدش بود خاله اشون هم اومده بود. وقتی مامان من اومد جواب سلامشون رو که نداد اومد تو اتاق درو بست بعدم که مادرشوهرم اومد خداحافظی کنه شستش گذاشتش کنار جوری که با گریه از خونمون رفت. بهش گفت اینجا شده پاتوقتون هی بیاید بپاشید بریزید بخورید برید!جواب سلام خاله شوهرمم نداد.
خب این رفتارش خیلی خوب و عالی بوده؟
دلیلش چی بود؟ چون ما نشده بود براش اون سال تولد بگیریم.
بعد مادرشوهرم با این که ناراحت شد و رفت ولی یک ماه بعد پاشد شب تولدم بدون دعوت اومد برام کادو اورد ولی مامانم اصلا به روی خودشم نیاورد. بعدشم یه پولی گذاشت کف دستم که اینم برا تولدت