برادر شوهرم از دوم اومده خونم چون کارش اینجاس واز گفته هاش معلومه که 3 4 ماه دیگم اینجاس.متاهله ولی عادت کردن به مفت خوری.زنش خونه باباش اینم اینجا.قبل ما خونه اون یکی داداشش 4ماه موند.من شوهرم صب تا شب سرکاره.اینم صب 8 میاد تا 8 شب.پیش من که تنهام.شوهرمم دوس نداره بیاد.به خواهرش زنگ زد که بهش بگه نیاد ولی فایده نداشت.میگه میخوام وام بگیرم ولی دروغ میگه میخواد پول جمع کنه بعد خونشو بیاره
حالا اینا رو گفتم که یه راه حل بدین که دیگه نیاد.اینم بگم سر پسرم داد میزنه.تازه اودف پسرم رف گوشیشو بگیره گفت بیشعور این چکاریه.پسرم11ماهشه.داشتم میمردم که نمیشد جوابشو بدم
امشب سایت جوری شده که یه شرط به شروط ضمن عقدم اضافه شد اونم اینکه فامیلات نیان چتر شن سرمون😅
اَینَ الطّالبُ به دَمِ المقتولِ بکربلاء؟....از این به بعد هر تاپیک حس ششمی که ببینم گزارش میزنم!جمع کنید عزیزانم زندگی که داستان نیست که آخرش چی میشه با تلاش و اعتماد به نفس و اعتماد به خدا میشه به موقعش به هر چیز رسید!احساسات خودتونو با حرفای خزعبل یه سری جریحه دار نکنید لطفا:(