برادر شوهرم از دوم اومده خونم چون کارش اینجاس واز گفته هاش معلومه که 3 4 ماه دیگم اینجاس.متاهله ولی عادت کردن به مفت خوری.زنش خونه باباش اینم اینجا.قبل ما خونه اون یکی داداشش 4ماه موند.من شوهرم صب تا شب سرکاره.اینم صب 8 میاد تا 8 شب.پیش من که تنهام.شوهرمم دوس نداره بیاد.به خواهرش زنگ زد که بهش بگه نیاد ولی فایده نداشت.میگه میخوام وام بگیرم ولی دروغ میگه میخواد پول جمع کنه بعد خونشو بیاره
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نه بیشعور واسه پیچوندن من اینجور گفت.میگه نمیخوام از اونجا درام.چون اونجا باکلاستره و بیحجابن اونجارو ترجیح میده.الان بهونش شده وام.که یه ماشین بگیرم و بتونم یه خونه رهن کنم بعد خونمو بیارم.دقیقا مارو نردبون زندگیش کرده که خودشو بالا بکشه
بفرستش خرید بگو میخوام شب لازانیا درست کنم کلی خرج بذار رو دستش وقتی گفت پولشو بده بگو حالا الان پول نقد ندارم اگه خیلی هم گیر داد بگو حالا یه ماه مهمون ما بودی یه شبشم مهمون شما