2789
عنوان

درد و دل

51 بازدید | 9 پست

سلام میخوام یه چیزی تعریف کنم حالم خیلی بده 

من با یه اقایی در ارتباط بودم از خودم گذاشتم به پاش موندم با همه چی ساختم الان ۲۷ سالمه و این اقا ۲۶ دو روز پیش فهمیدم رفته خاستگاری دختر داییش و با من تموم کرد نابود شدم مرگ رو به چشمام دبدم 

من همیشه ارزو داشتم زودتر ازدواج کنم مادر شم تشکیل خانواده بدم ولی این اقا کلا مخالفش بود بخصوص بچه الان خودش داره اینکار میکنه در حالیکه به من میگفت ازدواج و بچه چیه و منو از زندگی عقب انداخت 

الان من موندم و درد و رنج بی نهایت و دل بی رمق که فقط میخوام بمیرم هیچ انگیزه و امیدی ندارم 

دیگه حس مادر شدن رو هم از دست دادم حس میکنم حوصلشو ندارم

بهتون حق میدم واقعا سخته خانم،ولی دنیا به آخرش نرسیده،به نظر من همون بهتر که این آقا تو این قسمت رابطه خودشو نشون داد چون اگه خدا نکرده تو زندگی مشترک خیانت میکرد مطمئنا ضربه شدیدتری بود 

I’m a strong man

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من فکرمیکنم مقصرخودت بودی عزیزم باوجوددونستن اینکه قصد ازدواج نداره یاحداقل باشمانداره وخیانت کرده بازم بهش امیدبستی وباهاش موندی؟این یه وابستگی بیمارگونست عزیزم خودتودوست داشته باش واسه خودت ارزش قائل باش فکرای بیهوده روبزارکنار وسعی کن توانتخابات بیشتردقت کنی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز