2777
2789
عنوان

مرگ عشقم

1986 بازدید | 19 پست

عشقم دو هفته هست از دنیا رفته و خیلی دوستم داشت  چند روز خوابش می بینم که حالش بد و رو تخت دراز کشیده دیشبم خوابش دیدم که با حال بدش اوردنش خونه خودمون و ۱ بار مرد و زنده شد و بعدش بقیه گفتن این همینجوره باید باهاش کنار بیای کم کم خوب میشع و دوباره حالش خوب شد و راه رفت ولی اصلا بهم نگاه نکرد   ۱ بارم خوابش دیدم با ماشین اومد دنبالم گفت بیا بریم   ولی حال بدش تعبیرش  چیه؟

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

عزززززیزم

تسلیت میگم

چقد ناراحت شدم برات🖤

خدایا حسرت خاله شدن و به دل من نذار 💔دامن همه منتظرا رو سبز کن،خواهر منم جزوشون باشه....آمین یا رب العالمین 🤲پروردگارا دو تا پسرام نفسای منن،،،،مراقبشون باش👨‍❤️‍💋‍👨
براش خیرات بده و قرآن بخون دلش پیشته

 دو شب براش معراج میخونم ولی بازم با حال بد می بینمش 

جدی؟ فکر کردم کلا فراموشم کرده😔🥲خیلی دوستم داشت  ۴ و ۵ سال عاشقم بود میخواست بیاد خواستگاری که اینجور شد😔

عزیزم تسلیت بهت میگم خیلی تجربه ی تلخیه خدا بهت صبر بده ،حتما چون ناکام و با هزارتا آرزو فوت شده اینجوری ناراحت میبینیش ،سعی کن برای آرامش روحش دعا کنی که در آرامش باشه و خودت هم به آرامش برسی ،این بی تابی و بی قراری تو بیشتر باعث ناراحتی اون میشه

خدا رحمتش کنه عزیزم خدا بهت صبر بده 

جاش خوبه نگران نباش

چیشد که همه چی برا ما برعکس شد؟ گفتن بچها آخر تهتغاری میشن پس اون چرا تهدیگ شد.. تکدختر بجای لا پر قو لای بدبختیاش گذاشتنش.. نمره اول کلاس چرا افتخارشو خونه نمیاورد.. یروز برگشت دفتر خاطراتشو بخونه غصهش شد که چرا این همه برگه رو حروم کرده واسه غماش.. چند روز لب به هیچی نزد سهم غذاشو میفرستادن واسه دیگرون.. مشاور میگفت بچهتون افسردگی داره والدینش ریدن به بچه که چرا جوری وانمود کردی مردم شک کنن مریضی.. زورش به کسی نمیرسید خودزنی میکرد از بیرون داد میزدن سرصدا نکن داریم استراحت میکنیم.. دیوار اتاقش جای خراش ناخنهاش بود میگفتن سری بعد دیوارخونمون خراب کنی داریم برات.. برا اینکه آسیب نرسه به پرندهش ازش دفاع کرد بعد تو خونواده کتککاری شدیدی شد.. میگفتن مثل فلانی خرابی،درصورتی که اجازه نداشت پاشم از خونه بیرون بذاره.. از حرفاشون به ضجه میفتاد بیتفاوت باهم هرهر میخندیدن.. از مادر پناه میبرد پدر بعدش فهمید همون باباست که معلوم نیست با کیا میگرده.. یکی فیلم دیدم پسربچه میگفت« زندگی یه کپه گوهه».

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز