۴۵سالشه
من۲۷
اومده بود خونه مادرم همه اونجا بودیم عید بعد من دیدم این اومد دوییدم رفتم لباس بپوشم
اومدیم نشستیم گفت کجا رفته بودی مگه غریبم خندیدم فقط
بعد گفت تو برای من عین زنم مریمی😐
من اون روز نفهمیدم اماالان حس میکنم میال عجیبی بود
چندوقته از نگاهاش خوشم نمیاد
الانم که برای دکتر اومدم خونشون خواهرمم سرکار میره