والله خیلی حرفا هستتبخام بنویسم باید طومار بنویسم..
ولی شوهرم خیلی فداکاریا کرده براشون.یه مسافرت نمیتونیم بریم..هی پدرمادرش پیگیرن..یه شال بخرم مادرشوهرم چشاش چهارتا میشه فرداش میره میخره..
الان برادرش ترکیه رفته پزشکی بخونه..میدونی مخارجش چقدره؟ از پول مغازه ..از اون پولی ک شوهرم زحمت کشیده میفرستن براش
پدرشوهرم حال و حوصلش کجا بود از صب تا شب این بدخت تو مغازه جون میکنه
همون برادرش منو میدید کو نشو میکرد سمتم