من عاشق خاهرزاده زنداییم بودم باهم تو رابطه بودیم
بعد یه سری چیزها پیش اومد بزور جدامون کردن و منو مجبور به ازدواج کردن من سعی کردم فراموشش کنم ولی کامل نتونستم
امشب گوشی زنداییم دستم بود چشم خورد به پیامش که زنداییم نوشته بود بهش چرا خودکشی کردی چرا قرص خوردی به این روز انداختی خودتو به خاطر اون دختره ؟ من مردم و زنده شدم دیگه بهش فکر نکن
یهو خاطرات هجوم اوردن به ذهنم اصلا وقتی یادم میوفته قلبم شدیدا تیر میکشه باورم نمیشه اونهمه عشق اونهمه احساس...
نمیخام بهش فکر کنم ولی مگه میشه فراموش کرد مگه میشه چیکار کنم نیاد تو ذهنم؟؟؟🥲