2777
2789
عنوان

بعد دعوای مادر شوهر برم‌مشاور؟

162 بازدید | 17 پست

دوستان توی تاپیک قبلم کامل توضیح دادم ، مادر شوهر و خواهر شوهرم با همسرم دعواشون شده و من کلا بیخبر بودم ، سر خواستگار دخترشون ، و اونا هم هر چی از دهنشون در اومده پشت سر من گفتن ، چند روز به همسرم ویس میفرستادن و من رو مسخره میکردن از ظاهر و قدم و خانوادم ، همسرم هم باهاشون بحثش شده و قطع رابطه کرده ، من از این ناراحتم که کاش شوهرم این حرفای اونا رو به من نمیگفت ، من هم که هیچ‌وقت جواب حرفهای اونا رو نمیدم و خودم رو وارد این بازی ها نمیکنم اما خیلی دلم‌شکسته و همش توی تنهاییم دارم به حرفاشون فکر میکنم و حتی از همسرم هم ناراحتم ، اعتماد به نفسم اومده پایین ، همش میگم من رو چرا وارد دعواشون کردن من کلا همیشه احترامشون رو داشتم و سعی میکردم خیلی باهاشون صمیمیمی نشم که مشکلی پیش نیاد ، هیچ کس رو هم ندارم باهاش درد و دل کنم ، حتی به خانوادم هم هرگز نمیگم ، به نظرتون راجع به این ماجرا با مشاور صحبت کنم؟ یا با همسرم ؟ حرفایی که راجع به ظاهرم زدن باعث شده همش به ظاهرا شک کنم ، خیلی دلم شکسته

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

میدونم حرفم رو نمیپذیری ولی اونا صرفا تواون موقعیت یه چیزی گفتن که همسرتو ناراحت کنن با شما زاویه خاصی ندارن حتی نظر حقیقیشون هم ممکنه این نباشه .

مثلا شوهرتون گفته خواستگارش فلان و بیساره اینام گفتن حالا زن خودت مگه چیه فلان وبهمانه 

به هیچ عنوان کارشون درست نیست ولی میخوام بگم شما خودخوری نکن کارشون یه کل کل نابالغانه و نادرست بوده 


کاش میشد از مردگان پرسید : آیا بالاخره رنج پایان یافت؟ 

میدونم حرفم رو نمیپذیری ولی اونا صرفا تواون موقعیت یه چیزی گفتن که همسرتو ناراحت کنن با شما زاویه خا ...

میفهمم همش سعی میکنم توی ذهنم دو طرف ماجرا رو تصور کنم ، اما همش میگم کاش همسرم به من نمیگفت ، گفتن زن ایکبیری و‌کوته لت رو رومون نمیشه جایی در بیاریم . همسرم‌گفت تازه از این هم‌بدتر گفتن من دلم‌نیماد بهت بگم چون ناراحت میشی ..همش میگم نکنه اینا نظر همسرمه که اومده به من گفته ، 

تو دعوت حلوا خیرات نمیکنن بر فرض اونا یه حرفهایی زدن مگه واقعیته خودت رو باختی . باهات موافقم همسرت ضرورتی نداشت بهت بگه اما شاید مثلاً بهت اینجوری بگه چرا نمیری خونه مادرت اینا اینجوری توجیه کرده باشه

عزیزم من تاپیکتو خوندم، اصلا این حرفا رو به روی مادرشوهر و خواهرشوهرت نیار، فرض کن شوهرت هیچ وقت این ...

بله اون که صد در صد قطع میکنم ، چون خط قرمز ها رو رد کردن ، چون من واقعا هیچ‌کجای ماجرا نبودم ، به من گفتن من جادوگرم و هزار اا حرف دیگه ، همسرم هم کفت کلا اگر من هم بخوام نمیزاره من اونا رو ببینم . همش به خودم میگم فراموش کن اما انکار قلبم زخمی شده

برای مشاوره که باید بری که تو این سختیا و مشکلات کمر خم نکنی ..دوم همیشه همین بوده وقتی با برادرشون وپسرشون دعواشون میشه عروسو میندازن وسط تو بی تقصییری حرفای چرند میزنن که از رو اعصبانیتو حسادت میاد ..باید یاد بگیری بلد بشی به خانواده شوهرت بگی هر مشکلی هست به پسرتون بگینم من متو جه میشم شاید گاهی وجود یه زن بهتره مشورت با یه مرد که پسرتونه گاهی وقتا اون درک متقابل نداره و سو تفاهم پیش میاد چه بسا من از این چیزا اطلاع داشته باشم بهتره باهم مشورت میکنیم چه خوب چه بد اخر تصمیم میگیریم اینو تو باید یادشون بدی .

بله اون که صد در صد قطع میکنم ، چون خط قرمز ها رو رد کردن ، چون من واقعا هیچ‌کجای ماجرا نبودم ، به م ...

معلومه که زخمی میشه عزیزم و طول میکشه تا خوب شه، باید زمان بگذره 

❌️ لطفاً لایک نکنید ❌️
تو دعوت حلوا خیرات نمیکنن بر فرض اونا یه حرفهایی زدن مگه واقعیته خودت رو باختی . باهات موافقم همسرت ...

دقیقا حرفش همینه ، من قبلا میگفتم چرا از خانوادت فاصله میگیری فکر میکنن من مقصرم همسرم میگفت تو اینا رو نمیشناسی ، حالا هم میگه بهت گفتم تا بفهمی اینا کین که هی گیر ندی برو به خانوادت سر بزن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792