من نمیرم عقدش چون دلمو شکوندن
ولی خیلی دوسش دارم چقد درسخون بود قبلا حیف شد
میخواست دکتر بشه مستقل بشه بره امریکا
اون چشمای ابیش و موهای طلاییش و لبای درشت قرمزش
کک و مکا وسرخی گونه هاش یه عالمه لپ داره عین بچه ها
باربی منه اخه چطور دلشون اومد بیان سمت یه دختر 17 ساله
چطور پسره میتونه بهش دست بزنه اصلا شبیه فرشته هاست بچم
چطور بابام دلش اومد شوهرش یده
چطور منو که خواهرشم دشمن خودش حساب کنه منی که براش میمیرم
من واقعا الان گریم بند نمیاد