2777
2789
عنوان

خستم از تنهایی

161 بازدید | 23 پست

من ادمیم که از اول تو جمعیت بزرگ شدم خونه مادر بزرگم بودم و کلی عمو و عمه و ... داشتم الان باهاشون قطع رابطه ام به شدت افسرده شدم همش تنهام همش به فکر خودکشی ام دارم دیوونه میشم چیکار کنم این خلا کم شه برام 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

عزیزم غصه نداره که بگو تو دلت چیه بریز بیرون

دوست دارم دورم ادم باشه باهاشون بگم بخندم اصلا دعوامون شه بحث کنیم زنگ بزنیم بهم بریم خونه هم من از اول عید کلا فقط مامانم اینا امدن خونمون هیچکس نیومده و جایی نرفتم خستم از تنهایی و غربت انگار غریبه ام و خسته ام هیچکس بهم زنگ نمیزنه یا پیام نمیده

چرا قهر کردی اونم یهو با کل طایفه🤔

من یه عمه دارم ۵۸ سالش به من گفتن بخاطر عمت که مجرده ازدواج نکن من دلباخته شوهرم بودم و شوهر کردم سر همین هیچکس باهام رفت و امد نمیکنه

۲۳

نه  عزیزم   دقیقا برا سن شما طبیعه .. البته موقته یا اثر تنهاییه 


یکم سن شما بره بالا درست میشه  


خب چند کار انجام بده  که اروم   ازبین بره 


ارتباط با هم سن خودت که سلیقه خودت باشه اون ادم 

یا میتونی  پدر مادر  با کدوم فامیلا صمیمیت بیشتری دارن که رفت آمد داشته باشی  ...  


اینا به مرور از بین میره  ولی  توی خونه نباید بیکار باشی  


مشغول آشپزی یا نظافت  یا آکواریوم یا پرورش گل و تکثیر گل های آپارتمانی که در دسترسه ...

دوست دارم دورم ادم باشه باهاشون بگم بخندم اصلا دعوامون شه بحث کنیم زنگ بزنیم بهم بریم خونه هم من از ...

عزیزم خب خودت زنگ بزن دعوت کن و سعی کن دورتو شلوغ کنی

باشگاه برو و کلاس برو که اونجاها هم دوست پیدا کنی

نزار منزوی بشی و به تنهایی عادت کنی

وقتی دوست داری جوشلوغ باید خودت هم فعال باشی تا بقیه بتونن بیان و برن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792