2777
2789
عنوان

عروسی

67 بازدید | 6 پست

سلام بچه ها خوبین؟امشب عروسی دعوت بودم سمت خانواده ی آقای شوهر بعد عروسی گفتن باغ مراسم بزن و بکوب دارن منم ک با پسر ۱ ساله ام اصلا حوصله نداشتم،ولی انگار مادرشوهرم دوست داشتن برن...منم ب شوهرم گفتم منو برسون خونه و ببین اگه دوست دارن ببرشون اون یکی بچمم باهاشون رفت...اول ک گفت میرم برسونمشون میام ولی انگار باهاشون رفته مراسم...شماها بودین ناراحت میشدین؟؟خودم گفتم برو ولی دلم نسبت بهش یه جوری شد.

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

اره ناراحت میشدم

منم اصلا خوشم نیومد اخه جالب اینه قبلش گفتم من ک حوصله ندارم گفت اره منم حال ندارم بعد ک مامانش گفت یهو تو ماشین گفت اگه میتونی تحمل کنی بریم منم گفتم نه هم پاهام با کفشم درد گرفته هم بچه خسته شده.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2846
2834
2835
2108