حالم ازش بهم میخوره عذرمیخام موقع رابطه چشمامو میبندم تموم بشه این چندش
نفسش بهم بخوره حالم بد میشه متنفررررر شدم ازش نمیفهمه دو ماه دو ماه میزارم میرم خونه مادرم اونجا خوشترم هر چی نبینمش شادترم عاشق ماشینشه بره شاسی بلند بخره عقده ای بعد همش میگه در و محکم نبند بند کیفت نماله به در خط بیوفته از بس داد میزنه خستم کرده دلم نمیخاد باهلش جایی برم