2777
2789
عنوان

کراشم....

221 بازدید | 28 پست

ریپلای می‌کنه استوریمو قلب می‌فرسته گل رز می‌فرسته 

 عزی توی چت بهم میگه عزیزم ،با اسم کوچیک با جان صدام میزنه در صورتی ک قبلاً میگف آجی 



ولی ب نظرتون چرا سر حرفو باز نمیکنه بنی همه اینا بی  دلیله؟




به امید روزی که تاپیک بزنم ،دیدید بالاخره شدددد😍

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

والا من اذیت میشم خب یچیزی بگه

خب تو هم یکم راحت‌تر باهاش صحبت کن یا مثلا بهش محبت کن. وقتی بفهمه تو هم ازش خوشت میاد ممکنه که بهت بگه

چیزی که به‌طور قطع میدانستم این بود که بارها در زندگی‌ام مرده بودم..؛
خب تو هم یکم راحت‌تر باهاش صحبت کن یا مثلا بهش محبت کن. وقتی بفهمه تو هم ازش خوشت میاد ممکنه که بهت ...

نمیدونم احساس میکنم کوچکترین حرفی بزنم می‌فهمه آخه خیلی ساله دوسش دارم

به امید روزی که تاپیک بزنم ،دیدید بالاخره شدددد😍
طرف اصلا نسبتی داره بهت میگه عشقم و اینجیزا؟

عشقم نمیگه ،پسر دوست بابامه ،سر ی موضوعی کارم بهش برخورده ی مدته شمارمو داره خودمم عمدا استوریمیزام اونم فقط واسه اون

به امید روزی که تاپیک بزنم ،دیدید بالاخره شدددد😍

از رفتارای ضد نقیض این شکلی خاطره ی خوبی ندارم متاسفانه 

من بودم تلاش میکردم تکلیفم مشخص بشه یعنی حداقل بدونم به عنوان خواهر داره میگه عزیزم یا اینکه حسی داره

همونی ام که عاشق هرچی و هرکی  که شد,غرق هرچی و هرکی که شد,شکستنش-زمینش زدن و خنجرشونو تا اعماق قلبش فرو کردن;) همون بچه اولی خانوادم که همه سختگیریا روش امتحان شد-همون بچه زرنگ کلاسم که شاگرد اولی تنهایی به دلم نمیچسبید-همون المپیادی ام که به بغلیش تقلب میداد-همون رفیقه ام که همه واسه منفعت کنارش بودن- همونی که شر و شور بود پر از نشاط و زندگی  بود-همونی ام که زانوهام پر زخم افتادنه قلبم پر درد گول خوردنه مغزم پر تکرار شکستنه...خلاصه که من اونی ام که خواستم خلاص کنم این من خسته رو ولی حتی مرگم منو نخواست:)        من همون بچه پررویی ام که از اون نخواستنه به بعد وایسادم رو پاهای خستم خندیدم با همون درد قلبم و تصمیم گرفتم که بجنگم...من اونی ام که مونده تا تبدیل به کسی بشه که نزاره لطافت دخترا به خشم عشقشون به نفرت و برق نگاهشون به ظلمت نا امیدی تبدیل بشه...  اره رفیق من موندم که خلاف جهت طوفان بدون هیچ همراه ولی با لبای خندان حرکت کنم موندم که اگه قراره یه نفر تغییربده دنیا رو ظلمو بکشه و حقو برپا داره = اون یه نفر من باشم:)                                        حالا که اخر امضامی اینم بدون من همونی ام که خیلی عاشقتم رفیق  کم نیار  بترس ولی شجاع باش  تو ام بمون و بیا و حتی با یه دعا واسه من,کمک کن بشکنیم گردن سرنوشتی که داره واسمون بد مینویسه^^
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز