فصل پریشان شدنم را ببین! بی سر و سامان شدنم را ببین…
بی تو فرو ریخته ام در خودم؛ لحظه ی ویران شدنم را ببین…
کوچه پر از رد قدم های توست؛ پشت همین پنجره میخوانمت
شعر : محمد سعید میرزایی
پس تو کجایی که نمیبینمت؟
پس تو کجایی که نمیدانمت؟!
بی تو پر از داغ پریشانیم؛ مهر جنون خورده به پیشانیم
_ آقازاده 🍂☺️