چند روز پیش داشتیم با دوستم صحبت مکردیم صحبت یه دوست قدیمی و هم دانشگاهی شد گفت که به عقد موقت مردا در میاد ساعتی روزانه هفتگی و ماهیانه ساعتی ۳ ملیون می گیره و ماهی ۳۰۰ میلیون درامدشه و الان رانا خریده و در شرف خرید خونس بنظرتون این کار مناسبه؟ خداییش ما نخبه ها این همه درس خوندیم بجایی نرسیدم اما این خنگا میلیونر شدن
صیغه هس ولی هر زنی با مردی بخوابه و بعد نخوادش باید ۳ماه کامل بگذره بعد میتونه بره با ی مرد دیگه ینی ۳تا خون حیض باید ببینه ک بتونه رابطه جدید بگیره اینا همش فاحشگی همین
اونایی که هنر و دانش دارن بکجا رسیدن که اینا بخوان برسن اینا هم عاقبت ندارن اینجا مملکت سنتیه از خان ...
ایشون رو نمیدونم
ولی کسی که سر سفره ی پدر مادر بزرگ شده هیچوقت به این کار به عنوان هنر نگاه نمیکنه چه داخل چه خارج و چه یه سیاره ی دیگه
همونی ام که عاشق هرچی و هرکی که شد,غرق هرچی و هرکی که شد,شکستنش-زمینش زدن و خنجرشونو تا اعماق قلبش فرو کردن;) همون بچه اولی خانوادم که همه سختگیریا روش امتحان شد-همون بچه زرنگ کلاسم که شاگرد اولی تنهایی به دلم نمیچسبید-همون المپیادی ام که به بغلیش تقلب میداد-همون رفیقه ام که همه واسه منفعت کنارش بودن- همونی که شر و شور بود پر از نشاط و زندگی بود-همونی ام که زانوهام پر زخم افتادنه قلبم پر درد گول خوردنه مغزم پر تکرار شکستنه...خلاصه که من اونی ام که خواستم خلاص کنم این من خسته رو ولی حتی مرگم منو نخواست:) من همون بچه پررویی ام که از اون نخواستنه به بعد وایسادم رو پاهای خستم خندیدم با همون درد قلبم و تصمیم گرفتم که بجنگم...من اونی ام که مونده تا تبدیل به کسی بشه که نزاره لطافت دخترا به خشم عشقشون به نفرت و برق نگاهشون به ظلمت نا امیدی تبدیل بشه... اره رفیق من موندم که خلاف جهت طوفان بدون هیچ همراه ولی با لبای خندان حرکت کنم موندم که اگه قراره یه نفر تغییربده دنیا رو ظلمو بکشه و حقو برپا داره = اون یه نفر من باشم:) حالا که اخر امضامی اینم بدون من همونی ام که خیلی عاشقتم رفیق کم نیار بترس ولی شجاع باش تو ام بمون و بیا و حتی با یه دعا واسه من,کمک کن بشکنیم گردن سرنوشتی که داره واسمون بد مینویسه^^
چه ربطی داره که عقد میکنن خب فاحشه همینه دیگه تن فروشی میکنه حالا یا با عقد یا صیغه یا هر کوفتی داره از تنش پول در میاره که خیلی کثیفه دور شو از رفیقت 🤢
همونی ام که عاشق هرچی و هرکی که شد,غرق هرچی و هرکی که شد,شکستنش-زمینش زدن و خنجرشونو تا اعماق قلبش فرو کردن;) همون بچه اولی خانوادم که همه سختگیریا روش امتحان شد-همون بچه زرنگ کلاسم که شاگرد اولی تنهایی به دلم نمیچسبید-همون المپیادی ام که به بغلیش تقلب میداد-همون رفیقه ام که همه واسه منفعت کنارش بودن- همونی که شر و شور بود پر از نشاط و زندگی بود-همونی ام که زانوهام پر زخم افتادنه قلبم پر درد گول خوردنه مغزم پر تکرار شکستنه...خلاصه که من اونی ام که خواستم خلاص کنم این من خسته رو ولی حتی مرگم منو نخواست:) من همون بچه پررویی ام که از اون نخواستنه به بعد وایسادم رو پاهای خستم خندیدم با همون درد قلبم و تصمیم گرفتم که بجنگم...من اونی ام که مونده تا تبدیل به کسی بشه که نزاره لطافت دخترا به خشم عشقشون به نفرت و برق نگاهشون به ظلمت نا امیدی تبدیل بشه... اره رفیق من موندم که خلاف جهت طوفان بدون هیچ همراه ولی با لبای خندان حرکت کنم موندم که اگه قراره یه نفر تغییربده دنیا رو ظلمو بکشه و حقو برپا داره = اون یه نفر من باشم:) حالا که اخر امضامی اینم بدون من همونی ام که خیلی عاشقتم رفیق کم نیار بترس ولی شجاع باش تو ام بمون و بیا و حتی با یه دعا واسه من,کمک کن بشکنیم گردن سرنوشتی که داره واسمون بد مینویسه^^
معلومه که کثیف ترین کاره،الانش رو نبین، آینده رو ببین با هزارتا مریضی و بی آبرویی و رسوایی و بی ارزشی توی مردم ،بعدشم که پا توی سن بزاره و کسی نگاش نکنه پشیمونی ،تازه برای ازدواج هم هزارتا مشکل جلو روشونه ،هرکسی رو دیدم این راه رو رفته هیچوقت عاقبت خوشی نداشته