2777
2789
عنوان

خودکشی

| مشاهده متن کامل بحث + 512 بازدید | 48 پست
مرسی ازت که وقت گذاشتی عزیزم ولی من شرایط بستری شدن ندارم ..

ولی بهتر از مردنه

چون مرگ برگشتی نداره عزیزم


اما بعد از یک ماه بستری میشه با فکر آزاد باز به همه چیز از نو فکر کرد


بابام مرده


وقتی زنده بود میگفت خودکشی کار آدمای ضعیفه


وگرنه آدمای قوی همیشه یه راهی پیدا می‌کنن برای حل کردن مشکل


پدرم پزشک بود


از خانواده فقیر و سطح پایین خودشو کشوند بالا با درس خوندن و تلاش


بهترین زن رو گرفت زیبا خوش هیکل دکتر از خانواده خوب


منظورم اینه تو هر شرایطی میشه بالاخره یحور تغییری درست کرد


شما آزمون داری اگر قبول نشدی چی میشه


مسخرت می‌کنن


چیکارت میکنن


تحقیرت میکنن


دقیقا چی میشه که مرگ از اون بهتره


کل اون آدما رو میشه ول کرد باور میکنی؟


همه کسانی که خونه رو ترک کردن یا به قصد کشور دیگه با شهر دیگه همین کارو کردن


چرا بابت برات مهم باشه یه آزمون تا این حد


زحمات به هدر می‌ره خوب اگر کل عمرت به هدر بره چی


اگر تمام زحمت پدر مادرت برای بزرگ کردنت با مردنت به هدر بره چی

روانشناس خوب برو ورزش چی  هیپنوتیزم ذهنی واسم آنجام داد و تمرین تنفس

وروش ایروبیک و هوازی میگفت خوبه. چه خوب کاش منم میتونستم برم هیپنوتیزم ذهنی ... باورت میشه مغزم فلج شده از فکر ها

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

ولی بهتر از مردنه چون مرگ برگشتی نداره عزیزم اما بعد از یک ماه بستری میشه با فکر آزاد باز به هم ...

میدونی من متاهلم  و شرایط بستری ندارم ولی 

واقعا حرفتو قبول دارم بستری شدن بهتره 

بعدش آدم به شرایط عادی زندگی برمیگرده 

افرین به پدرت واقعا احسنت بهش 

خدا رحمتش کنه روحش شاد باشه 


میدونی من با تمام وجودم میخوام برای آزمون بخونم ولی چون مغزم فلج شده از افکار نمیتونم حتی ۱ صحفه درس بخونم خیلی اذیتم واقعا سرنوشتم وابسته اس به این آزمون. 

خیلی دوست دارم بتونم شرایطم رو تغییر بدم 

ولی مغزم نمیذاره و قفل شدم...واقعا حس بدی و گرفتاریه ...

انگار خودت زندانی افکار خودت شدی و نمیتونی رها شی همینقدر تلخ و دردناکه

ولی من میتونم منم این تو زیاد فکر میکنم ولی به خودم میگم مثلا ی ساعت می‌خوابم یا ی ساعت به هر چی که ...

من باورت میشه کل دیروز رو اختصاص دادم به فکر کردن ؟ گذاشتم فکرام بیان و بدن و هرچی به ذهنم می رسید یادداشت می کردم ... شاید باورت نشه ولی ۶ ساعت تمام فقط دراز کشیده بودم و چشامو بسته بودم فکر میکردم .... ک بعدش درس بخونم ولی بعدش یکساعت بیشتر نتونستم بخونم

روانشناس و روانپزشک کنار هم ،ببخش همه رو بنویس احساست رو بزار مغزت آروم بشه برو توی دل طبیعت برو شنا ...

همه رو نوشتم و بخشیدم. ولی مغزم آروم نمیشه نمیدونم چرا ... خیلی ناراحتم از این شراطم

میدونی من متاهلم  و شرایط بستری ندارم ولی  واقعا حرفتو قبول دارم بستری شدن بهتره  ب ...

درکت میکنم


من بر سال کنکورم مثل تو بودم ولی با عشق


یعنی از افکارم یک صفحه نشد درس بخونم


عزیزم چون عمر کسی مشخص نیست تو بخون اما واسه زمان مشخصی نخون


بگو میخونم یاد بگیرم ولو شده یک صفحه 


امسال نشد پنج سال دیگه تموم میشه و من قبول میشم


بعد میبینی مانع های ذهنت کم میشه


هرفکری تو ذهنت اومد یه کاغذ بردار روش فکرت رو بنویس و با خودت بگو این دو صفحه رو که خوندم راجع به این موضوعات فکر میکنم


مثلا فردا چی بپزم 


دوباره اومدی بخونی مثلا یاد قسط عقب افتاده اغقتادی


رو برگه بنویس غصه خوردن برای عقب افتادن قسط


باز اومدی بخونی یاد دعوا با همسرت یا شیطونی بچت افتاد بنویس



مگه چندتا میشه 


بالاخره تموم میشه و میتونی شروع کنی به خواندن


اون دو صفحه رو که خوندی شروع کن به دو تا از اونایی که نوشتی فکر کن

بعد دوباره بگو دو صفحه میخونم دوباره میام به بقیش فکر میکنم


یا مثلا زمان بذار ساعت چهار تا پنج عصر به دونه دونه اینا فکر میکنم الان می‌خوام درست بخونم




درکت میکنم من بر سال کنکورم مثل تو بودم ولی با عشق یعنی از افکارم یک صفحه نشد درس بخونم ...

مرسی مهربون ترین 

واقعا با خوندن پیامت انگار آرامش بهم برگشت 

میدونی آنقدر فکر میکنم بعد با خودم میگفتم نه این طرز درس خوندن با اینهمه فکر باعث میشه من نتونم یاد بگیرم پس خوندنم کیفیت نداره پس نخونم بهتره بعد یادم میفته که چقدر نیاز دارم به این قبولی چقدر با تمام وجودم میخوام قبول شم ولی برای نشخوار فکری نمیتونم هیچوقت به هدفم برسم بعد ب سرم میزنه خوب اگه فکرها خلاصم نکردن خودم خودمو خلاص کنم راحت شم از شر افکار .. حداقل تو مرگ آرامش دارم ..ی ماه قبل عید کلا درس نخوندم ...تو ایام عید هم نخوندم ... 

بعد عید ک اومدم خوندنو شروع کردم هجوم افکارم بیشتر از گذشته شد ..قبلا هم حین خوندن نشخوار فکری داشتم ولی در این حد نبود ... الان خیلی خیلی زیاد و غیرقابل کنترل شده ... زندگی رو برام سخت کرده


بدون تموم میشه همه ی این روزها ولی همین که قبول کردی مشکلت رو نصفش رو رفتی 

اره تا الان فکر میکردم عدم تمرکز ولی الان چند روزیه فهمیدم نشخوار فکریه ، حتی خواب رو از چشام گرفته فقط دلم میخواد بیدارربمونم و نشخوار فکری کنم در این حد آزار دهنده ست ، بخدا این مشکلمو و اختلالموو برای دشمنم هم نمی خوام ..کاش زودتر خوب بشم 

منم همین بودم به خاطر منزوی بودنه 

تو خونه با کسی حرف بزن فیلم یه ساعته ببین 

بیرون رفتن مهمه 



به خاطر وجود افراد سمی هست که معمولا تحت عنوان دوست هستند الان این تجربه منه ها تهمت نزنم به کسی .


منزوی بودن آدمو داغون می‌کنه عزیزم 

ذهن تو گرم نگه دار چای داغ و چیزهای گرم مهمه 


در کنار رعایت این موارد درس هم بخون

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

🖤🖤🖤

عروسکممم_ | 1 دقیقه پیش

هعیییییی

لیاممممم | 1 دقیقه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز