درکت میکنم
من بر سال کنکورم مثل تو بودم ولی با عشق
یعنی از افکارم یک صفحه نشد درس بخونم
عزیزم چون عمر کسی مشخص نیست تو بخون اما واسه زمان مشخصی نخون
بگو میخونم یاد بگیرم ولو شده یک صفحه
امسال نشد پنج سال دیگه تموم میشه و من قبول میشم
بعد میبینی مانع های ذهنت کم میشه
هرفکری تو ذهنت اومد یه کاغذ بردار روش فکرت رو بنویس و با خودت بگو این دو صفحه رو که خوندم راجع به این موضوعات فکر میکنم
مثلا فردا چی بپزم
دوباره اومدی بخونی مثلا یاد قسط عقب افتاده اغقتادی
رو برگه بنویس غصه خوردن برای عقب افتادن قسط
باز اومدی بخونی یاد دعوا با همسرت یا شیطونی بچت افتاد بنویس
مگه چندتا میشه
بالاخره تموم میشه و میتونی شروع کنی به خواندن
اون دو صفحه رو که خوندی شروع کن به دو تا از اونایی که نوشتی فکر کن
بعد دوباره بگو دو صفحه میخونم دوباره میام به بقیش فکر میکنم
یا مثلا زمان بذار ساعت چهار تا پنج عصر به دونه دونه اینا فکر میکنم الان میخوام درست بخونم