شبیه مه شده بودی،نه میشد در آغوشت گرفت و نه آنسوی تورا دید،تنها میشد در تو گم شد که شدم...لطیف و دور گریزی ،مگر خیال منی مربای توتفرنگی من؛ شیرینترین اشتباه زندگیم بودی.مربای توتفرنگی من؛ کاش هیچوقت تموم نمیشدی...
من فمتولیزیک کردم ۲۵ خورده ای با دارو اینا ۳۰ تومن راضیم
با "زبان" میشه روحیه داد، میشه مسخره کرد، میشه تعریف کرد، میشه دل شکست، میشه آبرو خرید، میشه آبرو برد، میشه آتش زد با زبان میشه آتش خاموش کرد"لحظه ای که شروع میکنیم به حرف زدن حواسمان به زبانمان باشه."کادر درمان سابق،حامی و عاشق حیوانات،کمی نقاش،فعال در حوزه کریپتو ، علاقمند به موزیک ، فیلم ، رانندگی در شب ،کمی مودی ، پوکر باز ،شیفته معنویات و متافیزیک ، معتقد به علم آسترولوژی ، متعهد به عشق