خانوما من نمیتونم با شوهرم حرف بزنم چون حرف معمولیمون میشه داد و بیداد. اصلا کنترلی رو خودش نداره منم نمیتونم آرومش کنم... خیلی حالم بده حس میکنم تنهاترین آدم رو زمینم...یه ماهه به بهونه بچه جاشو جدا کرده، چند روز پیش دعوامون شد ازون موقع حرفم نمیزنه باهام... ازین وضعیت خسته شدم دست و دلم به هیچکاری نمیره... اصلا قبول نداره که مشکل داره که بره دکتر و مشاور
آروم باهاش گفتگو کن مشکلات رو ازش بپرس از عصبانیت خود و اون کم کن بعد از اینکه یخ آب شد ...
من آروم حرف میزنم اونی که میشه گلوله آتیش اونه. چه یخی اخه؟ چجوری باید یخ آب شه وقتی حتی باهام حرف نمیزنه؟ برای کی ناز کنم؟ حتی سوال معمولیمو با تشر جواب میده
به بزرگتر ها بگو باهاش حرف بزنند به پزشک بره سفر و گردش انجام بدید رابطه جنسی هم باید ...
هیشکی از مسائل ما خبر نداره . یعنی آدم منطقی و عاقلی اطرافمون نیست که بشه با خیال راحت اعتماد کرد بهش. اهل سفر نیست متاسفانه بعد چند سال راضی شد بدون خانوادش مارو ببره جایی که اونم همش داره میگه خوش نگذشته بهمون
چرا عصبی هست مشکل چی هست آقایون که برای خیلی چیز ها له له میزنند
نمیدونم به خدا ... از بعد زایمانم شده یه آدم دیگه فاصله گرفته ازم اون به کنار اصلا جرات نمیکنم باهاش حرف بزنم یه چیز خیلی عادی میگم با تندی و لحن بد جواب میده بارها تو جمع خوردم کرده ما تو ایام عید رفته بودیم شهرستانشون مادرم گفته بود یه چیزی ازون شهر اگه تونستیم ببریم براش. مادرش و مادر بزرگش نشسته بودن خیلی آروم گفتم فلان وسیله رو برای مادرم بخریم چلو اونا سرم داد زد که خودت برو بخر
حتما افسردگی بعد از زایمان گرفته 😀😀 ناهار و شام گردش و تفریح پزشک و گفتگو رابطه جنسی قوی ر ...
من اصلا دوست ندارم باهاش رابطه داشته باشم. آدمی که ذره ای محبت نمیکنه بهم همیشه سر جنگ داره حتی قهرم میکنه موقع نیازش میاد سراغم بدون یه کلمه عذرخواهی.. من بخوامم نمیتونم دلم باهاش صاف شه و... فک کن طرف میره با یه هرزه هم باز دو کلام باهاش حرف میزنه یکم نازشو میکشه بعد...