2789
عنوان

عشق قدیمی

94 بازدید | 0 پست

عاشق ی پسر فامیل بودم از پنج سالگی حس علاقه بهش داشتم تا کم کم بزرگ میشدم و علاقه بیشتر انقد خوشگل و خوب بود شک نداشتم چه کسی بشه با اینکه بچه بود چقد با مرام باهوش شوخ طبع آقا هجده سالم  ک شد اون هم دانشجو شده بود بهترین مهندسی تو اصفهان بهم پیشنهاد داد همین ک بهش اوکی دادم تبدیل ب یک عتیقه ای شد تو دانشگاه قرص می‌خورد سیگار ،کم کم دانشگاه ول کرد دختربازی میکرد زشت شد منم عین خر هنوز نمی‌تونستم دل بکنم ازش یه عمر باهاش بزرگ شد بیکار شد اهل کار ک اصلااا عین گدا ها از داداشش پول زور می‌گرفت خلاصه شوهرم اومد خواستگاری داداش م اوکی داد الان چه مرد خوبیه اون پسر آبرومو برد ک با من بوده و....

الان یادش افتادم تف ب شانس من و عشقم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز