من یه مدتی یه جا میرفتم
تنها دختر اونجا من بودم
البته هر از گاهی شاید یکی دیگه هم می اومد
بعد من هر کاری که میخواستم انجام بدم تمام مردا برای کمک کردن به من بسیج می شدن
تو کارهای که هیچ نیازی به هیچکس نداشت مدام میخواستم کمکم کننن
من واقعا چندشم میشد
همه خانوما تجربه کردن اینو
از طرفی چون رفتارشون به ظاهر انسان دوستانه بود نمیشد حرفی زد نمیشه فحششون داد
اخه چرا ما رو احمق فرض می کنید ما که میدونیم این کارها از انسانیت و جوانمردیتون نیست
نکنید نکنید نکنید
من هر مردی بیشتر بهم کمک میکرد بیشتر حالم ازش بهم میخورد
یجور رفتار میکردن انگار من ناقص یا فلجم
چرا همش شما میگید :چون خانمید فلان
من حالم میخوره بخاطر جنسیتم رفتار خوب با بدی بهم بشه
همش کمک های اجباری محبت های اجباری