امشب باز بخاطر مشکلات فشار و قلب زایشگاه رفتم
این بار دکتر اصرار داشت بستری بشم ولی دید اونجا اضطراب و فشارم بدتره و نمیتونم مرخصم کرد
باردارم و بارداری بسیار پر خطره برام
دکتر میگفت فشارت کنترل شدنی نیست فعلا فقط رعایت میکنم تا ازمایشاتم جوابشون از تهران بیاد
این روزا سخت میگذره برام
شاید یهو رگای مغز یا قلبم بترکن
امشب ازش پرسیدم اگه من بمیرم با این سه تا بچه چیکار میکنی!ناراحت شد ولی واقعا اگه بمیرم چی؟
من از قبرستون خانوادگی شوهرم اینا میترسم ازش خواستم اونجا دفنم نکنه اگه دفنم کردن چی اگه منو از یاد بردن چی
بیشتر نگران بچه هامم
یعنی زن میگیره؟
قطعا زن میگیره
اون زن چجوری با بچه هام رفتار میکنه
اگه بچه هام و دعوا کنه چی
یعنی اون دنیا هم عذاب میکشم
سخته دکتر امشب معلوم بود یه چیزایی نمیگه هی اصرار کرد بستری شم نتونستم از فضای بیمارستان میترسم
چرا این بارداری من انقد بد و عجیب و درد آوره!!!