دلم گرفته . فقط رفتم خونه ی پدر و مادرم و مادر شوهرم اینا . شوهر بی مسئولیتم که اصلا خونه نیست که دلم خوش باشه یه جایی برم . حداقل سالی یه دفعه خونه ی فامیلی چیزی . مامانم اینا هم که نمیتونن بیان چون تو همین روزای عید یکی از خانواده ی درجه یکم مون تصادف شدید کردن و ممکنه دور جون از دنیا برن که البته خدا نکنه . افسردگی گرفتم قرار بود عقد و عروسی باشه بعد عید خدا نکنه حداقل تبدیل بشه به عزا بچه هاش یتیم نشن