منو اقام بخاطر مشکل هایی ک بود از یک فروپاشیی گذر کردیم
داشتیم جدا میشدیم امام برگرشتیم دوباره
قرارشد به طرفین خیلیی سخت نگیریم اقام قبلامشروب میخورده سیگار هم ک زیاد استفاده میکرده
اما تا باهم دعوا میکنیم اعصابش میریزه بهم شروع میکنه سیگار کشیدین
و با دوستاش رفته تفریح بهش گفتم اگ میخوای مشروب بخوری بخور ی روزه خوش بگذرون
میدونستم قبلا هم میخوره اما پنهان میکنه
بعدد اقام گفت نه اگ بخوام شروع کنم دوباره میخوام باتو شروع کنم میخوام باتو بخورم
چیکار کنم