دوستان من وقتی ۱۴سالم بود رفته بودیم عروسی
که تو اون عروسی با ی پسره تقریبا هم سن خودم چشم تو چشم شدم و همونجا ازش خوشم اومد و..چند ماه بعدشم رفتیم عروسی که اونم بود وقتی منو دید اومد کنار وایستاد و لبخند زد وقتی نگاش کردم و وقتیم داشتم میرفتم از اون وسط اومد قشنگ نیم ساعت بهم زل زده بود و..
تا اینکه پارسال خوابشو دیدم که بهم میگه دوست دارم و.. و وقتی از خواب بیدار شدم اذان صبح بود(: هعبب
یادش بخیر