رسیده بودیم خونه داییم اینا از راه دور رفته بودیم
بعد خانواده زنداییم هم اومده بودن ی داداش هم داره زنداییم اونم اومده بود (اصلا حواسم نبود ب اون 😂)
رفته بودم حموم درومدم همینجور با تاب و شلوار رفتم دو لپی غذا میخوردم تو آشپز خونه پسره هم دقیقا جلوم بود من فکر کردم داداشمههه ( توجه نکرده بودم ب صورتش از بس گشنم بود )
برگشتم برم تو اتاق داداشمو ک تو اتاق دیدم یخ زدم
برگشتم همینجور ببینم کی بوده دیدم داره نگام میکنههههه
گند زدم الان فک نکنه از قصد اینکارو کردم
دو لپی خوردنم 😭