2777
2789

برای پسرم تولد گرفتم با کلی مهمون اونم چون خونمون جا نداشت خونه مامانم گرفتم خیلی خوب بود همه چیز کلی خسته شدم ولی خانواده شوهرم که اومدن انقدر رفتارشون زشت بود که همه فامیلم فهمیدم هی بهم میگفتن اینا چشونه منم مونده بودم همه داشتن دست میزدن و بزن و برقص اونا باد کرده بودن و نشسته بودن نه دست میزدن نه حتی یه لبخند اعصابم رو خورد کردن 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

واقعا دلیل رفتارشون رو نمیدونم منم محلشون اصلا ندادم از جاشون تکون نخوردن فقط برای شام بلند شدن شوهرمم مونده بود ازشون پرسید گفتن نه خوبیم آخه تاحالا کلی تولد اونا برا بچه هاشون گرفتن اصلا اینجوری نبودن

با منم توي اولين سال تولدش يه كار مشابه اين مدلي انجام دادن همون شد الان سه سال گذشته ديگه دو تا خانواده رو روبه رو نكردم شوهرمم خيلي اصرار داشت و داره كه تولد بگيرم با دو تا خانواده ولي من هر بار يه برنامه متفاوت گرفتم خيلي هم عالي شد يه بار كنار دريا با مامانم اينا براش تولد گرفتم يه بار تو لي لي پوت چه تولد خوبي 

خانواده شوهرمم كلي گله 

منم اهميت نميدم

آره منم همین تصمیم رو گرفتم ولی میدونم نمیتونم بدون اونا تولد بگیرم چون شوهرم لو میده یه بار دیگه هم با دوستام برای خودم تولد گرفتم زنونه مادر و خواهراش رو گفتم دوستام تو تولد میگفتن الان مادرشوهرت و دختراش میان میزننموناون موقع گذاشتم پای اینکه لجشون گرفته من برا خودم تولد گرفتم ولی آخه این که دیگه نوه خودشونه خود خواهرشوهرام هر سال برای بچه هاشون تولد میگیرن

بعضیا کلا کارشون خراب کردن مجلسای شادیه شاید خانواده همسر شمام اونطورین اینجور آدما همیشه هم بهونه دارن حالا کم کم از اینور اونور بهونه های مسخرشونو میشنوی.اگه شرایطشو داری اعتراضتو مستقیم بهشون برسون بگو من مادرم با کلی امید و اشتیاق برای بچم تولد گرفتم کارتون درست نبود اگه مشکلی پیش اومده باید بهم میگفتین زودتر حلش میکردیم نه تو تولد نور چشمم هم شادی منو خراب کردین هم آبروی خودتونو بردین.

منم اون سالي كه اينا اومدن و تو قيافه بودن و يه كلمه باهام حرف نزدن از هيچ چي تعريف كه نكردن هيچ هي به ساعت نگاه ميكردن از جاشون تكون نخوردن ،فاميلام همه كپ كرده بودن يكي شون هم اومد بهم گفت قهرن باهات؟ 

تا اين حد تابلو 

بهشون كه گفتم گفتن ما اهل تظاهر نيستيم ما بي زبونيم با كسي حرف مشترك نداشتيم سكوت كرديم!!!ولي كلي ازم ناراحت شدن كه به روشون اوردم شوهرمم همينطور😔

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792