منم اون سالي كه اينا اومدن و تو قيافه بودن و يه كلمه باهام حرف نزدن از هيچ چي تعريف كه نكردن هيچ هي به ساعت نگاه ميكردن از جاشون تكون نخوردن ،فاميلام همه كپ كرده بودن يكي شون هم اومد بهم گفت قهرن باهات؟
تا اين حد تابلو
بهشون كه گفتم گفتن ما اهل تظاهر نيستيم ما بي زبونيم با كسي حرف مشترك نداشتيم سكوت كرديم!!!ولي كلي ازم ناراحت شدن كه به روشون اوردم شوهرمم همينطور😔