نمیتونم بخدا خیلی دوسش داشتم خیلی
لحظه ب لحظه حرف هاش میاد جلوی چشم خاطرات میاد جلوی چشم
سه سال باهم بودیم خیلی عذاب کشیدم بهم رسیدم
رسیدم گفتم دیگ خوشبخت ترینم ۴ ماه نشد باز از دستش دادم خیلی سخته برام
اگ دعواش با پدرم نبود
بقران خودم الان برمیگشتم
زندگیم خوب بود دیگمثل اون پیدا نمیکنم میدونم خودم 😭😭😥😥
نمیدونم چیشد چرا اینجوری شد
نمیدونم اصلا چیکارکنم