دیشب افطاری فامیلای همسرم رو دعوت کردم،
همشون جوون بودن
اینا که اومدن من رفتم یه ذره کتلت سرخ کنم و یادم رفت که هود رو روشن کنم
بخاطر اینکه بوی روغن بره یه عود روشن کردم
بعد از روبرو به شوهرم که اونطرف نشسته بود گفتم
((بوش میاد هنوز؟))
و برای گفتن کلمه بوش لبام حالت غنچه شد
اونم فکر کرد من میگم(بوس)
یکدفعه گفت ((چی؟؟؟؟ الان بوس میخوای؟؟؟؟))😐
هیچی دیگه جمع منفجر شد
این تاپیک رو دیشب زدم ولی مثل اینکه یسریا گزارش زدن، نمیدونم چرا واقعا ...بخاطر همین دوباره زدم
نمیدونم پس چرا تاپیکای منفی و ارزوی مرگ تا صفحه ۷۰ جلو میره تو تاپیک من ک همه خندیدن و حتی حرف خاصی هم زده نشد... واقعا متاسفم براشون