حالم خیلی بده😭من اصلا این جوری نبودم تاحالا
رو زندایی همسرم خیلی حساس شدم
زندایی همسرم خودش شد واسطه مون
و نسبت فامیلی با پدرم داره
خیلی زن خوشگلیه خدایی مثل روانیا شدم همسن مامانمه ولی همش خودمو مقایسه میکنم دارم از حسودی میترکم
همش فکر میکنم از من خوشگل تره با اینکه من خودمم خوشگلم و اصلا چرا باید خودمو با ایشون مقایسه کنم
خیلی با همسرم در ارتباطه چون همسرم تو کارخانه ایشون کار میکنه من از اول اینجوری نبودم انقدر خودش گفت من و این پسره صمیمی هستیم ما دو تا همه چیو به هم میگیم دیگه دارم میترکم از حسادت چون میترسم کم کم از چهره م مشخص بشه و ابروم بره و بفهمن